نو روز

 

 

بلقیس ( مل)

 

 

 

بمناسبت سال نو 1387 هجری شمسی

 

 

 

نو روز باستان قدومت را با یک سوز و یک نیاز و یک رمز

و یک تمنا برای تمامی هموطنا نم تبریک میگویم .

ای روز باستان , زمین و آ سمان بر تو تهنیت گفته و ترا گرامی میدارند .

نام تو ورد زبانها ست و درج داستانها , چرا که تو نشانه جلال و

عظمت تاج و تخت شاهان و سلاطین آریانا کهن و هستی بخش

هزاران انسا ن بیدار دل از روزگاران قدیم تا به امروز بوده و

استی .

برای قدم هایت گل کاشتم دستانم بوی گل میداد مرا محکوم کردند

که گل دزدیده ی اما هیچکس ندانست و نگفت که گل کاشته ام .

تو ای بانو بهار آ مده ای که با شال گرم و پُرمهرت باغ و باغچه

ودلهای سرد را گرمی بخشی و نوایی در بزم بلبلکان فگنی .

تو رنگینی خوان غریبانی که با فرا رسیدن تو چاک گریبان دره

ها و پیکر سرد گوهساران و وادی های خاموش همه وهمه با

شبنم عطراگین تو شستشو میشود یا که بر تاکستانها وجنگلزارها

غریوی بر پا داشته ی , گلها میشگفند و سبزه ها سر از نو جوانه

 

میزنند و درختان برگهای زرد را عوض نموده برگهای سبزی از

آ ن میروید وانواع میوه ها حاصل میگردد واز ابر باران شفاف

زنده گی بخش میبارد و تما م زنده جانها و جامدات را ترنم می بخشد .

عروسان باغ در حا ل جلوه نمایی خاصی به مقدمت ایستاده و

زمین فرش زمردین را به استقبالت پهن نموده ا ست .

آ یا میدانی در آ ن سر زمینی بنام افغان ستان که تو آ نجا پا

میگذاری من از آ نجا کوچیده ام دست سیاه روزگار مرا به دور

دستها به هجرت کشانده ا ست , بال ندارم اما با اندیشه هایم می

خواهم به آ ن صخره ها یکه تو جا داری برسم .

فرق میان من و پروانه چیست .

او را پر میسوزد و مرا جگر .

دلم وقتی برایت تنگ و تنگتر میشود میخواهم ترا از رویا ها

گرفته به زنده گی واقعی آ رم آ نوقت ا ست که ایام خجسته ات را

مبارکباد میگویم .

ای نو روز با ستان روی کدام خوشی های سر زمین ما آ مده ی

به صبح یتیمان گرسنه شکم .

یا به پرس و پال دوره گرد های خُردسا ل دست فروش .

یا به تماشای گدایان روی سرکها .

یا به شام سرد بیوه زنان بی سر پناه .

چیزی بخشیده میتوانی ببخش آ ب , نا ن , و سر پناه را .

نامت چقدر زیبا ست نه در رویا ها .

بوسه زیبا ست نه برای هوس .

پرنده زیبا ست نه برای قفس .

 

 

ای نو روز تو مانند آ ب دریا ها همیشه در گذر استی , آ ب دریا

ها هیچگاه بر نمیگردد اما تو چنان عشقی که دوباره و دوباره بر

میگردی اینجاست که تو جاودانی در خاطره ها .

پس ای مادر زمین که چون سالیان متمادی نو روز را درآغوشت

با تمام بر گزاری از مراسم آ ن از هفت سین گرفته تا میله های

ارغوان کوه خواجه صفا و زیارت سخی جان و شاه شهید کابل

پرورانیده ی امسا ل هم آمدن نو روزت را گرامی دار .

 

ختم

 

 

 

برگشت به صفحۀ اول